سرتان سبزتر... اجرتان مشکور!
اصلاح طلبي، دموکراسي و آزادي خواهي درايران، اينروزها در راهي قدم بر مي دارد که پس از چندي مي تواند دوستان و دشمنان واقعي خويش را به درستي بشناسد.
نامه اصلاح طلبان و طرفداران واقعي مردمسالاري هر چند که دير و پس از سوختن فرصتهاي بيشمار فرستاده شده است اما درصورت پيگيري و عدم مصالحه به خاطر گرفتن حداقل امتيازها و يا بي توجهي به توصيه هاي کدخدامنشي روحانيون مبارز، مي تواند سند و گامي نو در روند حرکت اصلاح طلبي باشد. به نظر مي رسد اين نامه، آخرين تلنگر دوستانه اي باشد که از طرف منجيان و پاک کنندگان چهره خشن حاکميت در طول چندسال اخير، به گوش مسوولين حکومتي حواله مي شود. اينکه اصلاح طلبان واقعي، عزم خود را بر احقاق حق پايمال شده مردم جزم کرده و زبان آنها شده اند، نشانه زنده بودن جنبش اصلاحات و مايه اميد و نشاط در روح نسل جوان و پديدآورندگان واقعي دوم خرداد است. به قول دوستانتان : اجرتان مشکور و سعي تان مقبول! ..
سرتان سبزتر و زبانتان سرخ تر باد..
جداشدن سره از ناسره
آنچه که از موضع گيري هاي طيف هاي مختلف حکومتي در همين چند روزه مشخص شده است مي تواند به طور قاطع ، حاميان راستگوي حقوق واقعي مردم را متمايز نمايد. همانطور که در اسامي امضا کنندگان مشخص است کمتر کسي از گروه جامعه روحانيون و کارگزاران سازندگي اين نامه را امضا کرده است. اين مساله ضمن روشن تر کردن ساختار سياسي و طيف بندي هاي متداول، باعث آگاه تر شدن مردم و آشتي مجدد آنها با چهره هاي راستين اصلاحات خواهد بود. هر چند در متن نامه، وضعيت موجود مشفقانه و از ديد چند دوستدار حکومت مطرح شده و راه حل ارايه گرديده است اما نبايد از شجاعت و خرق عادت اين گروه چشم پوشي نمود. اين نامه اگر به يک رفراندم واقعي و راه گشا منجر شد که عين خواسته مطرح کننده گان است والا بايستي اين مجموعه به همان شجاعت و صرافتي که متن را نوشته و منتشرکرده اند، يک يک از سمت خود استعفا داده ، دوستان واقعي خود را نيز از مجموعه دولت و ساير ارگانها به دنبال خويش کشانده و به حاشيه حکومت بازگردند.وضعيتي که همينک عملا در آن قرار دارند.
به غير از استعفا، ديگر چه مي توان کرد؟
اگر اصلاح طلبان واقعا احساس مي کنند که داراي يک قدرت ستادي و عملياتي نسبتا هماهنگ هستند مي توان به جاي استعفا از يک راه کار ديگر، درصورت ادامه يافتن روشهاي کنوني اقتدارگرايان استفاده نمود. همانطور که از شواهد بر مي آيد اقتدارگرايان عزم خود را جزم کرده و علنا تهديد کرده اند که اگر از سمت خود استعفا دهيد ، از همه حقوق فردي و اجتماعي خود محروم شده و بايستي باقي عمر خود را در زندان و تحت شرايط سخت طي کنيد . اگر اين مساله قرار باشد اتفاق بيفتد و همچنين اين نامه هم ره به جايي نبرد مي توان از يک راه کار ديگر هم استفاده کرد.و آن اينست:
مجموعه اصلاح طلبان با قاطعيت تمام، طرح رفراندم در مبناي نظام را در مجلس شوراي اسلامي تصويب کرده و آنرا بدون ارايه به شوراي نگهبان و يا رهبري ، در اختيار وزارت کشور براي اجرا بگذارند . قطعا توجه دادن دنيا و حتي مسوولين واقعي تصميم گير حکومتي، به عملکرد جناح مقابل در بي اعتبار خواندن نظارت مجلس بر صدا و سيما و يا تذکرهاي قانون اساسي رئيس جمهور و بسياري اقدامات فراقانوني نهادهاي اقتداگرايان در مواجهه با اقدامات قانوني مجموعه اصلاح طلبان حکومتي، انجام اين امر را توجيه پذير و سهل الهضم مي نمايد. (
مثلا آقاي لاريجاني صدا وسيما با طرح دلايل مختلف ، مجراي نظارتي مجلس شوراي اسلامي را نپذيرفته و گزارش مجلس را کشکي خوانده و کماکان به راه خويش مي رود . و يا قوه قضائيه با تمام امکانات به جنگ با قانون و حقوق بشر رفته و کماکان بر اسب مراد مي تازد).
حتي اگر اين اقدام با واکنش سريع نهادهاي وابسته به اقتدارگرايان منجمله سپاه و قوه قضائيه و پشتيباني صداوسيما همراه شود که حتما مي شود! نتيجه اش چيزي جز زندان نخواهد بود. با اينکار هم کارايي و عزم راسخ خود را به مردم ايران نشان خواهيد داد و هم اينکه دنيا به علت واقعي زنداني شدن شما آگاه تر شده ودست کم اينکه مباني يک اپوزسيون قدرتمند و کارآمد را پي خواهيد زد.
درصورتي که هيچ کدام از اقدامات را انجام ندهيد، بترسيد و يا مصلحت سنجي کنيد، مطمئن باشيد پس از گذشت چندي از سپري شدن همين دوره حکومت تشريفاتي و مصونيت موقتي، باز هم به
درگاه زندان نائل خواهيد شد. پس به
بارگاه رندان در آئيد ، تا در دل تاريخ هرگز نميريد..